
در عصر رقابتی حاضر، مدیریت استعداد با چشم انداز بهره گیری از نیروی انسانی متعهد و کارآمد به عنوان یک فرصت رقابتی منحصر به فرد برای سازمان مطرح است. مدیریت استعداد مجموع های از توانایی های فرد شامل مهارت، دانش و ظرفیت برای رشد و توسعه می باشد. همچنین استعداد را میزان نسبی پیشرفت فرد در یک فعالیت برآورد میکنند. اگر برای کسب مهارت در یک فعالیت افراد مختلف در شرایط و موقعیت یکسانی قرار بگیرند متوجه خواهیم شد که افراد مختلف تفاوت هایی از لحاظ میزان کسب آن مهارت نشان می دهند.
تبیین مفهومی استعداد و مدیریت استعداد به دلیل کثرت نظرات و فرضیات کار مشکی است اما در حقیقت هر سازمانی متناسب با فرهنگ و ساختار خود، ویژگی های افراد با استعداد را تعبیین می کند. عوامل کلیدی موثر بر موفقیت در مدیریت استعداد :
۱- راهبرد سازمان.
۲- نقش مدیران.
۳- فرهنگ سازمانی.
۴-مدیریت منابع انسانی راهبرد.
۵-قوانین و مقررات دولتی.
مدیریت استعداد با ایجاد محیطی مناسب، یک تعهد دو سویه بین کارکنان و سازمان به وجود میآورد. که نتیجه آن چیزی جز بهبود عملکرد فردی و سازمانی نیست. با شناسایی قابلیت های کارکنان و قرار دادن آنها در جای مناسب و استفاده بهینه از این توانایی ها و توسعه آنها و قدردانی به موقع و مناسب از عملکردهای مطلوب، هم رضایت کارمند برآورده شده و هم سازمان به اهداف خود نائل میشود. (طبق گفته برگر۲۱۱۹) سازمانی که مدیریت استعداد مؤثری را پیاده نموده و کارکنان را رده بندی کرده و بر توسعه سرمایه گذاری در این بخش آنها تمرکز نماید، از عملکرد سازمانی بالا و افراد با پتانسیل بالا برخوردار خواهد بود.
ابعاد اصلی مدل های ارائه شده از مدیریت استعداد در ۵ بعد خلاصه می شود:
۱-شناسایی و جذب استعدادها.
۲- ارزیابی و انتخاب استعدادها.
۳-به کار گماری استعداها.
۴-توسعه استعدادها.
۵-نگداشت استعدادها.
مدیریت استعداد سرمایه های انسانی از ابزار مدیریتی برای نیل به توسعه و اثر بخشی سازمانی و مهمترین مزیت رقابتی است.
دانلود مقاله
فتاح پیرویان Fattah Peiravian