اد من باشد فردا دم صبح ... یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت خانه ی دل، بتکانم ازغم و به دستمالی از جنس گذشت بزدایم دیگر تار کدورت از دل مشت را باز کنم تا که دستی گردد
ادامه نوشته »پیدایم کن….
پيدايم كن يادم كن شيدايم كن نگاهم كن آزادم كن از اين سكوت بى پروا رهايم كن با تو نگفته بودم صدايم كن از گريه هاى هر شب دلداريم كن عشقت نشسته بر دل نوازشم كن جانم رسيده بر لب حسم كن من بى تو سرگردان راهبرم كن من بى تو حيرانم همراهم كن شرحى زگيسويت توصيفم كن حال پريشانم درمانم كن بى تو من اين شبها آبادم كن
ادامه نوشته »میشه واژهها را دوباره نوشت
میشه واژهها را دوباره نوشت یا دوباره آنها را مفهوم داد حق، عدالت، وفای عهد، انسان دوستی آخه اعتبار نام ها به ارزشهای اونهاست مگر اینکه دوباره تعریف بشن حق همونه که میبینی عدالت همینه که بهت میگن انسان دوستی همینه که باهات رفتار میکنن وفای به عهد اینه که …
ادامه نوشته »معنی عشق
معنی عشق عشق یعنی کاریکاتورهای کیم کارایی برای همه و دوزبانه چقدر زیبا هستند ولی من و تو کاملا میدانیم که باید بین عشق همگانی یا عشق برترین یکی را انتخاب کنیم نه هردو با هم عشق یعنی من برای تو، تو برای هردومون عشق یعنی اینکه ما باور کنیم …
ادامه نوشته »قصه مرد
مرد قصه مرد غصه یک مرد تندیس یک قدیس بی همتا تب دلاوریهای دوران اوست مابقی همان است که همه می گویند و میدانند مرد دلیر و شجاع یا مرد مغرور و سربلند مرد دنی و پست یا مرد دون صفت و بی اساس مرد هجمه جنگ و لشکر یا مرد قلم و فن و اهل
ادامه نوشته »صدای آوازهای زیبا
صدا صدای آوازهای زیبا همهمه سازهای بی ریا ترنم انسانهایی که گرد آمده اند با تکرار آهنگهای دلنشین مرا به تفکر وا میدارد که اگر چه بیصدا رفتی اما سکوت مرا شکستی صدای فکرم آوای کویر است کویر تابستان ۸۴
ادامه نوشته »حالت من
حالت من چه دلتنگی چه دلواپسی چه درد عاشقی و دوست داشتن چه دلربایی و زمزمه های او یا روی گرداندن و افکارهای او همه را میخواهم و میپرستم کویر بهمن ماه ۱۳۸۳
ادامه نوشته »
فتاح پیرویان Fattah Peiravian