خانه / شعر و داستان / اشعار من / پیدایم کن….

پیدایم کن….

پیدایم کن
یادم کن
شیدایم کن
نگاهم کن
آزادم کن از این سکوت بى پروا
رهایم کن
با تو نگفته بودم
صدایم کن
از گریه هاى هر شب
دلداریم کن
عشقت نشسته بر دل
نوازشم کن
جانم رسیده بر لب
حسم کن
من بى تو سرگردان
راهبرم کن
من بى تو حیرانم
همراهم کن
شرحى زگیسویت
توصیفم کن
حال پریشانم
درمانم کن
بى تو من این شبها
آبادم کن
میخواهم این رویا
خوابم کن
از تو چه پنهانم
باورم کن
گم کرده ام خود را
آشنایم کن
چشمى بگشا
بیدارم کن
بشکن شب را
دلبرم کن
تا با تو بگذرم
نازم کن
از این همه غوغا
آزادم کن

کویر- اردیبهشت ٩۵