بسم الله الرحمن الرحیم از نلسون ماندلا بدانیم ۱- ۶۷ سال برای مبارزه با نژادپرستی در آفریقای جنوبی تلاش کرد ۲- ۲۷ سال زندانی کشید. ۱۸ سال آن را در زندانی با ابعاد: ۲/۷۰ * ۲/۱۰ متر ۳- معتقد بود نفرت، مانع فکر …
ادامه نوشته »باده…
باده زان باده ی پر کیفیت من هم لبی تر کرده ام من هم حدیث راستان نشنیده باور کرده ام گر عقل نگشاید گره از رشته ی کار غمت ای دل بیا تا میکده، من فکر دیگر کرده ام من نوشداروی خوشی با مشئه ی دیوانگی از غمزه های نرگس …
ادامه نوشته »حضرت مولانا
فیه ما فیه 👤مولانا در این دنیا اگر همه چیز فراموش کنی باکی نباشد. تنها یک چیز از یاد مبر. تو برای کاری به دنیا آمدی که اگر آن به انجام نرسانی، هیچ کار نکردهای. از آدمی کاری برآید که آن کار نه از آسمان برآید و نه از زمین …
ادامه نوشته »بادبادک باز یا کاغذ پران
بادبادک باز یا کاغذپران داستان زندگی دو دوست در کشور افغانستان را روایت می کندو وجه مختلف زندگی و فرهنگ شان را نشان می دهد. داستان از زبان امیر روایت می شود. امیر پسر یک تاجر فرش است که به همراه پدرش در خانه ای در قسمت اعیان نشین کابل …
ادامه نوشته »امید
از گابریل گارسیا می پرسند: اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟ گفت: ۹۹ صفحه رو خالی میذارم.صفحه آخر، سطر آخر می نویسم: “یادت باشه دنیا گرده، هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی” زندگی ساختنی است؛ نه ماندنی.. بمان …
ادامه نوشته »خلاصه کتاب ملت عشق
این کتاب دو داستان را شامل میشود که به زیبایی در کنار هم و در یک کتاب گنجانده شده است. دو رمان که موازی هم جلو میرود. و به گونهای به همدیگر ارتباط دارند. یکی از این داستانها در سال ۲۰۰۸ در امریکا و دیگری در قرن هفتم در قونیه اتفاق میافتد. …
ادامه نوشته »روی ماه خداوند را ببوس…
کاش یه تکه سنگ بودم. یه تکه چوب. مشتی خاک. کاش یک سپور بودم. یک نانوا. یک خیاط. دست فروش. دوره گرد. پزشک. وزیر. یک واکسیِ کنار خیابان. کاش کسی بودم که تو را نمی شناخت. کاش دلم از سنگ بود. کاش اصلا دل نداشتم. کاش اصلا نبودم. کاش نبودی.
ادامه نوشته »دوستم داشته باش…
عشق تو ذغال سنگ است و من لوکوموتیوی که کوهستانی را روبرویش دارد دوستم داشته باش دوستم داشته باش وگرنه از کار می افتم.
ادامه نوشته »سخنان برتراند راسل در مورد سیاست، فلسفه و ریاضت و رابطه آنها با عمر انسان
تا چهل سالگی که مغزم خوب کار میکرد به ریاضیات و پژوهش پرداختم از چهل تا شصت که ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر که مغزم به کلی از کار افتاد به سیاست!
ادامه نوشته »یاد من باشد فردا دم صبح …
اد من باشد فردا دم صبح ... یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت خانه ی دل، بتکانم ازغم و به دستمالی از جنس گذشت بزدایم دیگر تار کدورت از دل مشت را باز کنم تا که دستی گردد
ادامه نوشته »
فتاح پیرویان Fattah Peiravian