«پیتر دراکر»کارشناس مشهور مدیریت تعریف می کند،هنگامی که فقط سیزده سال داشتم،معلممان از تک تک ما سوالی می کرد که بسیار جالب بود.او می پرسید:«به خاطر چه چیزی باید از تو یاد کنند؟»
کسی نمی توانست به این سوال معلممان پاسخ درست و حسابی بدهد.در این مواقع ،معلم پیش خود میخندید و می گفت:«انتظار ندارم بتوانید به سوال من پاسخ دهید،امّا اگر در سن پنجاه سالگی هم نتوانید پاسخی برای آن بیابید ،در این صورت حتم بدانید که زندگیتان را ضایع کرده اید.»
یکی از هم کلاسی های «دراکر» در شصتمین گردهمایی دراکر و هم کلاسی هایش پرسید:«بچه ها،اون معلم و سوالش یادتون هست؟»
همه حاضرین معلم و سوالش را به یاد داشتند.همه آنها به صراحت اذعان داشتند که این سوال سبب دگرگونی شدید در زندگی آنها شده است،هر چند که تا سن چهل سالگی پاسخ درستی برای آن پیدا نکرده بودند.همه آنها از بیست سالگی به بعد کوشیده بودند به این سوال پاسخ دهند،اما پاسخشان دوام زیادی نیاورده بود.در واقع،دستیابی به این که واقعاً چه چیزی مهم است،مستلزم زمان بیشتری بود.
دراکر در ادامه صحبت های خود اظهار می دارد:«من همیشه و همواره از خود سوال می کنم که مردم به راستی برای چه چیزی باید مرا به خاطر آورند»
دراکر دریافته است که این سوال او را به سوی شخصی دیگر شدن،به سوی شخصی که هنوز قابلیت شدن را دارد،سوق می دهد.
دراکر معتقد است،همه انسان هایی که در سنین پایین موفق به شنیدن این سوال از سوی شخص محترم و قابل ستایشی چون معلم یا والدین خود می شوند،انسان های خوشبختی هستند،چون از آن پس تا آخر عمر می توانند این سوال را به کرّات از خود بپرسند.
و امّا شما؛آیا شما را به خاطر خواهند آورد،برای چه و به خاطر چه چیزی؟آیا خود را برای مستعد تغییر و تبدیل به انسانی والاتر از این که هستید می دانید؟از این پس در زندگی خود چه کسی می توانید باشید؟آیا در مورد تعهدات و ارزش های اخلاقی،پیروزی های معنوی،کمال و صداقت با صدای رسا سخن خواهید گفت؟
بدیهی است که اگر ساکت بمانیم،کودکانمان معلوم نیست به کدامین صداهای دیگر گوش فرا خواهند کرد؟
(نقل از کتاب مشکلات را شکلات کنیم)
فتاح پیرویان Fattah Peiravian