خانه / مرضیه فولادچنگ (صفحه 36)

مرضیه فولادچنگ

پیشگیری از سرطان با این مکمل ها حتما جدی بگیرید

پیشگیری از سرطان با این مکمل ها حتما جدی بگیرید ۱⃣روزانه یک کپسول کلسیم خانمهای بالای ۴۰ سال تا آخر عمر ۲⃣ویتامینD  با دوز ۵۰هزار ماهانه یک عدد ۳⃣قرص یا کپسول زینک ( روی )۴۰میلی گرم هفته ای ۳عدد (یک روز درمیان ) به مدت شش ماه در سال هم …

ادامه نوشته »

مگر ﻣﯿﺸﻮد ﺑﺮﺍی ﺗﺨﺮﯾﺐ روح و ﻗﻠﺐ و ﺍﺣﺴﺎس ﻭ دﻧﯿﺎی ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ: “ببخشید”

مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ: “ببخشید” ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ: “ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ” مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی “ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ” ﻏﺮﻭﺭ …

ادامه نوشته »

شش ﮐﻠﯿﺪ ﻃﻼﯾﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ

شش ﮐﻠﯿﺪ ﻃﻼﯾﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ : ﯾﮏ🔑🔑 : ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺎﺛﯿﺮﯼ ﺑﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﺩﻭ 🔑: ﻣﺮﺩﻡ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﻨﺪ. سه🔑 : ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻟﻄﻔﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﻮﻗﻌﯽﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﻟﻄﻒ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﻖ ﺍﻭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ. چهار🔑 : ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ …

ادامه نوشته »

غمگین تر از این که بیایی و …

شازده کوچولو پرسید: غمگین تر از این که بیایی و کسی از اومدنت خوشحال نشه چیه؟!!! روباه گفت: بری و کسی متوجه رفتنت نشه.

ادامه نوشته »

هشت دستورالعمل روزانه موفقیت از ۸ مدیرعامل موفق

هشت دستورالعمل روزانه موفقیت از هشت مدیرعامل موفق بخش اول: چه خانه‌داری را انتخاب کرده باشید و چه کارآفرینی آرزومند و یا مدیرعامل یکی از ۵۰۰ شرکت برتر فهرست فورچون باشید؛ شکی نیست که موفقیت شما ریشه در ایجاد و حفظ عادتها و رفتارهای روزمره‌ی سازنده دارد. مساله اینجاست که …

ادامه نوشته »

جهان در سال ۲۰۴۵ با ذهن کنترل می‌شود

جهان در سال ۲۰۴۵ با ذهن کنترل می‌شود 🔅محققان تغییرات جهان را در ۳۰ سال آینده پیش‌‎بینی می‌کنند. 🔅جهان در سال ۲۰۴۵ بسیار متفاوت و پیش‌بینی آینده مملو از چالش است، اما زمانی که پیشرفت‌های تکنولوژیکی را در نظر بگیریم، قابل پیش‌بینی است. 🔅ربات‌ها و تکنولوژی‌های مصنوعی در صنایع دخیل …

ادامه نوشته »

داشتم به میهمانم میگفتم : اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم ؛

داشتم به میهمانم میگفتم : اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم ؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم ؛ او تعارف کرد و گفت : راحت است ؛ من اما گرمم شد و برش داشتم ؛ بعد یک دفعه حس کردم …

ادامه نوشته »

بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم یک مهمان است در خانه ام و روزی از خانه ام می رود.

بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم یک مهمان است در خانه ام  و روزی از خانه ام  می رود. روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا میشود… به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا اینکه فرزندم به خوبی از من …

ادامه نوشته »

من آدم حساسی نیستم.

من آدم حساسی نیستم. وقتی خانه‌ی والدینم را ترک کردم گریه نکردم، وقتی گربه‌ام مرد گریه نکردم، وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم، و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم، اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم، بغضم گرفت. با تردید با پرچمی که …

ادامه نوشته »