در کتاب صدمین میمون نوشته ی کن کایز آمده است که شصت سال قبل، در سال1952جمعی از دانشمندان ژاپنی درباره رفتار میمونهای وحشی در یک جزیره تحقیق میکردند. غذای اصلی میمونها سیبزمینی شیرین بود.میمونها سیبزمینی را خاکآلوده میخوردند. یک روز پژوهشگران متوجه شدند، میمونی کاری جدیدی میکند،او سیب زمینی را قبل از خوردن شست. شاید اتفاقی یادگرفته بودبه طور مثال سیبزمینی ازدستش به آب افتاده و بدون خاک مزه بهتری داشته است. به هرحال او این رفتار را روزهای بعد هم تکرار کرد،و به تدریج میمونهای دیگر این کار را یاد گرفتند. درسال1958،زمانی که صدمین میمون به این رفتار جدید روی آورد،دانشمندان جزیرهای در سیصد مایلی نیز گزارش دادند که میمونهای آن جزیره نیز شروع به شستن سیبزمینیها کردهاند. هیچ ارتباطی میان این جزایر نبود و هیچ کس میمونی را از جزیرهای به جزیرهی دیگر انتقال نداده بود. تعمیم نتایج این تحقیق میگوید زمانی که سطح جدید آگاهی میان تعداد معینی از افراد ایجاد شود و به طور چشمگیر و معنیدار رفتارشان تغییر کند،آگاهی بدون ارتباط مستقیم به دیگران منتقل میشود. هر آگاهی فردی به آگاهی جمعی مرتبط است.
ادامه نوشته »
فتاح پیرویان Fattah Peiravian