ببخشید شما ثروتمندید؟ هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرک پرسید: ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین؟ کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى …
ادامه نوشته »خانه ی دوست کجاست؟
خانه ی دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار اسمان مکثی کرد رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است ودر آن عشق …
ادامه نوشته »خشمت را کنترل کن
دعوا کن ، ولی با کاغذت ، اگر از کسی ناراحتی یک کاغذ بردار و یک مداد هر چه خواستی به او بگویی روی کاغذ بنویس خواستی هم داد بکشی ، تنها سایز کلماتت را بزرگ کن نه صدایت را .. آرام که شدی برگرد و کاغذت را نگاه کن …
ادامه نوشته »منفی نباش
شمع به کبریت گفت: از تو میترسم تو قاتل من هستی… کبریت گفت: از من نترس… از ریسمانی بترس که در دل خود جای دادی!!! عامل نابودی انسان ها تفکرات منفی خودشان است نه عوامل بیرونی..
ادامه نوشته »بیایید تصمیم بگیریم که پیر نشویم!
👌 بیایید تصمیم بگیریم که پیر نشویم! چه زمانی انسان شروع به پیر شدن می کند؟ 🌸زمانی که خاطره هایتان از آرزوهای تان پر رنگ تر می شود. شما شروع به پیر شدن می کنید! 🌸زمانی که عاقل می شوید و می پذیرید که نمی توانید شرایط را تغییر دهید. …
ادامه نوشته »گله هارابگذار!
گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را… فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت…. یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست … …
ادامه نوشته »بالا رفتن سن حتمی است …
بالا رفتن سن حتمی است … اما اینکه روح تو پیر شود ، بستگی به خودت دارد … ! ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ … ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ … ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ﻣبادا … ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ دوست من… پایان آدمیزاد نه …
ادامه نوشته »زندگی یک انتخاب است…!!!
زندگی یک انتخاب است…!!! میخواهم طوری لبخند بزنم که گویی هیچ چیز اشتباه نیست…؛ چنان صبحت کنم گویی همه چیز عالیست…؛ آنچنان عمل کنم که رویایی است تمامش و هیچ چیز آزرده ام نمیکند…؛ من هرگز دست از رویاهایم نمیکشم و مغلوب ترس و ناامیدی نخواهم شد چون آنکه …
ادامه نوشته »#۱
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ فهمید ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﺪ…!!!! ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﺪ، ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﺪ ….!!! ﺁﻥ ﭼﻪ ” ﺑﺮ ﺗﻮ ” ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ، ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖﮐﻪ ” ﺩﺭ ﺗﻮ ” ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ… ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ” ﺳﻠﻮﻝ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ ” ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺖ …
ادامه نوشته »
فتاح پیرویان Fattah Peiravian