توده حافظهی تاریخی ندارد، حافظهی دستجمعی ندارد، هیچگاه از تجربیات عینی اجتماعیاش چیزی نیاموخته و هیچگاه از آن بهرهیی نگرفته است و در نتیجه هر جا کارد به استخوانش رسیده به پهلو غلتیده، از ابتذالی به ابتذال دیگر. و این حرکت عرضی را حرکتی در جهت پیشرفت انگاشته؛ خودش را فریفته. ملّتی که حافظهی تاریخی ندارد، انقلابش به هر اندازه هم که از لحاظ مقطعی «شکوهمند» توصیف شود، در نهایت امر چیزی ارتجاعی از آب در میآید؛ یعنی عملی خلاق صورت نخواهد داد.
نگرانیهای من [سخنرانی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، آوریل ۱۹۹۰] | سیرا، نیوجرسی، ژوئن ۱۹۹۰
فتاح پیرویان Fattah Peiravian