مراقب آدمهای "آرام" زندگیتان باشید، آنهایی که "گوش" میدهند، دیرتر "غمگین" میشوند، "سخت عصبانی" میشوند، طولانی "دوستتان" دارند، کم "عاشق" میشوند، "مهربانی" را بلدند،"حواسشان" به شماست، ... "درد" را به "جان" میگیرند تا شما را "نرنجانند"،...
ادامه نوشته »“جاده” ، زیباترین حالتِ فراموشی …
عبور بهترین اتفاقِ این روزهاست ، و "جاده" ، زیباترین حالتِ فراموشی ... انگار در حالِ عبور که باشی ، دلواپسی ها فراموشت می شود ، فراموش می کنی کجایِ جهان ایستاده ای ، و بی رحمی هایِ زمانه ، از یادت می رود ... "جاده" فرصتی ست برایِ بی خیالی ، فرصتی برایِ فراغت ، فرصتی برای پرواز ... فرصتی ست تا برای دقایقی هم که شده ، مزه ی خوشبختی را بچشی !
ادامه نوشته »هدف زندگیست…
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفتگو خیلی زود به شکایت در مورداسترس و تنش در زندگی تبدیل شد.استاد از آشپزخانه بازگشت و به آنها قهوه درانواع متفاوت در فنجان ها تعارف کرد.فنجان های شیشه ای،فنجان های کریستال،فنجان های درخشان،تعدادی با ظاهری ساده،تعدادی معمولی و تعدادی گران.وقتی همه آنها فنجان های را در دست داشتند،استاد گفت: اگرتوجه کرده باشید تمام فنجان های خوش قیافه و گران برداشته شدند در حالیکه فنجان های معمولی جا ماندند. هر کدامیک از شما بهترین فنجان ها را خواستید و آن ریشه استرس و تنش شماست.آنچه شما واقعا میخواستید قهوه بود نه فنجان،اما با این وجود شما باز هم فنجان را انتخاب کردید.اگر زندگی قهوه باشد.مشاغل، پول،موقعیت و غیره،فنجان ها هستند.فنجان ها وسیله های هستند برای نگهداری و زندگی را فقط در خود جای داده اند. لطفاً نگذارید فنجان ها کنترل شما را در دست گیرند. از قهوه تان لذت ببرید.
ادامه نوشته »مرا ببوس از گل نراقی
مرا ببوس نام تصنیف محبوبی در میانه قرن ۲۰ میلادی در ایران است؛ که با صدای «حسن گلنراقی»، شعری از «حیدر رقابی» و آهنگی از «مجید وفادار» اجرا شد.شعر «مرا ببوس» در مجموعه شعری از «حیدر رقابی» به نام «آسمان اشک» در سال ۱۳۲۹ در «انتشارات امیرکبیر» به چاپ رسید.
ادامه نوشته »یاد من باشد فردا دم صبح …
اد من باشد فردا دم صبح ... یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت خانه ی دل، بتکانم ازغم و به دستمالی از جنس گذشت بزدایم دیگر تار کدورت از دل مشت را باز کنم تا که دستی گردد
ادامه نوشته »صحبت از مرگ محبت …
کلامی از فریدون مشیری
ادامه نوشته »عتاب یار با صدای علیرضا قربانی
عتاب یار با صدای علیرضا قربانی بی رخت جانا، دلم غمگین مکن رخ مگردان از من مسکین، مکن خود ز عشقت سینه ام خون کرده ای از فراقت دیده ام خونین مکن بر من مسکین ستم تا کی کنی؟ خستگی و عجز من می بین، مکن چند نالم از جفا …
ادامه نوشته »پاسخ بجای واکنش
متن زیر داستان بسیار جالبی را در حوزه توسعه شخصی روایت میکند. اگرچه این داستان به یکی از سخنرانیهای سوندار پیچای (Sundar Pichai) مدیرعامل فعلی شرکت گوگل (Google) نسبت داده میشود، اما در واقع او هیچگاه این سخنرانی را نکرده است. منشاء این داستان نامعلوم است، اما مفهوم بسیار آشنایی را روایت میکند و از آنجا که داستان قدرتمندی است، خواندن آن میتواند مفید باشد. این داستان با عنوان “تئوری سوسک در توسعه شخصی” رواج یافته است!در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانمی مینشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زندن میکند. او وحشتزده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دستهایش سوسک را از خود دور کند.واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشتزده میشوند. بالاخره آن خانم موفق میشود سوسک را از خود دور کند.
ادامه نوشته »من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم
من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم این جهان را عاری از هر غصه و غم میکشم بهر دلها مهربانی بی قراری یک دلی هر دلی را در کنار شاخه ای گل میکشم اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری من غنی را با فقیر، یکجا یکسان میکشم …
ادامه نوشته »
فتاح پیرویان Fattah Peiravian