web analytics
خانه / مقالات / “سیاست های رفع تکلیفی”

“سیاست های رفع تکلیفی”

همه‌ی حکومت‌ها در سراسر جهان پیوسته درگیر تدوین، اجرا و خاتمه‌ی خط مشی‌های عمومی هستند.اما با این اوصاف اگر در تار و پود کشورها به‌ دقت نگاه کنید خواهید دید که برخی از این خط مشی‌ها مبتنی بر نوعی نظریه نیستند، بر نوعی رژیم خط مشی ای( خط مشی ای(سیاستی)) واحد استوار نیستند، به‌صورت موازی با سایر خط مشی‌ها هزینه‌هایی را مصرف می‌کنند، دچار انواعی از تناقضات در درون خود بوده و با دیگر خط مشی‌ها هم بعضاً متعارض‌اند، از درون منسجم نیستند و در شبکه‌ی منسجم خط مشی‌ها جانمایی خوبی نشده‌اند، در حد زیادی سیاست زده‌اند، چارچوب منسجم و مشخصی برای پایش و ارزیابی ندارند، بر طرح خط مشی یکپارچه استوار نیستند، صرفاً واکنشی در برابر تهدید گروه‌های فشار و ذینفعان قدرتمند هستند، هدف واحدی را دنبال نمی‌کنند.
نویسنده مدعی است با تأمل در این ویژگی‌ها نوعی پدیده ی سیاسی را شناسایی کرده است که می‌توان از آن به‌عنوان “خط مشی عمومی رفع تکلیفی” یاد کرد. از این پدیده در “گفتمان عمومی” و “محافل تخصصی” کشورها فراوان شنیده می‌شود. با فرض اینکه خط مشی‌های عمومی “مجموعه اقدامات نسبتاً ثابت و هدفمند حکومت‌ها برای حل مسائل عمومی فرارو هستند”، بعضاً سطوح مختلف حکومت‌ها مجموعه‌ای از چنین اقداماتی را در پیش می‌گیرند که گاهی اوقات ویژگی خط مشی‌های فوق‌الذکر را ندارند. نویسنده تلاش دارد به‌جای تعریف عملیاتی از این خط مشی‌ها در وهله نخست صرفا آنها را توصیف کند. به‌عبارت‌دیگر با ذکر مشخصاتی می‌توان این‌گونه خط مشی‌ها را از سایر خط مشی‌های اصیل و واقعی جدا کرد. نویسنده مدعی است چنین خط مشی‌هایی ویژگی‌های ذیل را دارند:
🔹️دارای نظریه برنامه نیستند؛
🔹️دارای رژیم خط مشی ای (خط مشی ای(سیاستی)) نیستند؛
🔹️با خط مشی‌های اصیل موازی هستند؛
🔹️دارای تناقض خط مشی ای (خط مشی ای(سیاستی)) هستند؛
🔹️انسجام خط مشی ای( خط مشی ای(سیاستی)) ندارند؛
🔹️صیغه‌ی سیاست زدگی دارند؛
🔹️سیستم پایش و ارزیابی ندارند؛
🔹️درپی کاهش یا انتقال هزینه‌ها هستند؛
🔹️واکنشی به گروه‌های فشار و ذی‌نفوذ هستند؛
🔹️طرح تنسیق شده‌ای ندارند.
بی‌تردید شرایط ثابت و متغیر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بین‌المللی بر ظهور و بروز این خط‌مشی‌ها مؤثرند. ازاین‌رو همیشه این‌گونه خط‌مشی‌ها عامدانه تدوین نمی‌شوند، شرایطی خاص باعث افزایش یا کاهش آنها در سطح جامعه می‌شود. از جمله این پیشآیندها:
۱- فقر ظرفیت خط‌مشی سازی
۲-نزدیک‌بینی سیاسی
۳-تقلیدی بودن خط‌مشی‌ها
۴-نظام ارزیابی عملکرد حزبی
۵-ظرفیت سیاست پذیری مجریان
۶-تناقضات خط‌مشی‌ای سطوح بالا
۷-حسابداری خط‌مشی‌ای
۸-ثبات سیاسی
۹-فرهنگ پاسخ گیری
۱۰-ردگم‌کنی خط مشی ای(سیاستی)
برخی از مهم‌ترین آثار گفتاری، نگرشی و رفتاری خط‌مشی‌های رفع تکلیفی بدین شرح است:
۱-شکل‌گیری فضای زبانی تخریب چهره‌های خط‌مشی‌های عمومی
۲-ایجاد فضای اتهام و انگ زنی
۳-بدبینی ملی نسبت به حکومت و دولت
۴-نا اطمینانی و بی‌اعتمادی به حکومت
۵-ناامیدی به اصلاح جامعه
۶-اثر پیگالمون رفتاری خط‌مشی­ های رفع تکلیفی
۷-کاهش ظرفیت روان‌شناختی جامعه
۸-ایجاد فضای رسانه­ای تخریبی علیه کشور
۹-ساخت نگرش­های منفی علیه حکومت
۱۰-در پیش گرفتن رفتارهای مرددانه نسبت به کشور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فلزیاب