web analytics

موید سال خوش یمن مار است در خیابان مشیرنو شیراز از یک پدر و مادر نمونه بدنیا آمدم . پدرم شادروان جناب آقای غلامحسین پیرویان کازرونی (۱۳۷۹-۱۳۱۰) یک فرهنگی از دیار کازرون بودند که پدرشان بنام علی اکبر ملقب به معارف که پیله وری ادیب بوده را در ۴ سالگی از دست داده و توسط پسر عمه­ ی بزرگوارشان دانشمند شهیر مرحوم علی نقی بهروزی به شیراز آمده و مشغول رشد و تحصیل می شوند. پدربزرگ ایشان که جد من می باشند نیز به ملارستم معروف بوده که ظاهراً معلم و خطاط بوده و مکتب خانه داشته و ریشه­ ای از تبار دشتستان نیز احتمالاً داشته اند. مادر پدرم هم بنام پریجان از خانواده­ ی مشهور علی اکبر پیرویان که از کشاورزان و تجار معروف کازرون و ممسنی بوده ( که ظاهراً به همین علت فامیل پدرم تغییر یافته است) می­ باشند که پس از فوت پدربزرگم به همسری مرحوم عبدالله صالحپور در آمدند و پس از درگذشت عمویم مرحوم رستم پیرویان، اکنون ۳ عمو به نام­ های صالح، منصور و مسعود صالحپور آن نسل را ماندگار می کنند. مادرم سرکار خانم فاطمه صمیمی نیز فرزند مرحوم علی صمیمی از تجار و بازاریان کازرون بوده که در یک پیوند فوق العاده عمیق و احساسی که زبانزد اهالی محل بوده به همسری پدرم درآمدند و اکنون در آستانه­ ی ۸۰ سالگی باعزت و شهیر می باشند. پدربزرگ مادری­ ام نیز معروف به محمد حسین از تجار نیک نامی بوده که ظاهراً تباری از کمارج مشایخ دارند و مادربزرگم نیز مرحوم عشرت سیمی از زنان نیک سیرت بوده که اکنون ۴ دایی به نام­ های ماشالله، عباس، قاسم و مسلم صمیمی از ایشان به یادگار مانده است .
من فرزند پنجم و پسر سوم از یک خانواده ۱۱ نفره با ۷ پسر و ۴ دختر می­باشم که همگی به نیکی و با تحصیلات عالیه و موقعیت متمایز اجتماعی به استحصال رسیده ­اند که بجز فریده که در اوان بلوغ به ازدواج رفته مابقی یعنی۶ نفر به نام های فرید، فرح، فتاح، فرشاد‌، فروز و فرزاد دارای تحصیلات دکتری و ۳ نفر به نام های فرهنگ ، محمد مهدی و فریبا دارای تحصیلات فوق لیسانس و نفر آخربه نام فرجام  نیز ۲ لیسانس دارند. در سال ۱۳۷۲ با همسرم دکتر هما رجایی خواه  که نسبت سببی هم داریم و مرحوم پدرشان بنام محمد حسن نیز از شاگردان و علاقمندان شادروان پدرم بودند و اکنون بعنوان پزشک نمونه ی استان و در رشته ی زیبایی و مراقبت پوست و مو متعهدانه به خدمت مردم مشغول هستند ازدواج کردم که ثمره ی آن نیز پسرم امیروفا و دخترم ثنا هردو دانشجوی مهندسی عمران و سما دانش آموز دبیرستان می باشند.
اینکه بیان کردم پدر و مادر نمونه بوده­ اند، با توجه به مشقت تربیت این خانواده­ ی بزرگ در یک بستر فرهنگی و محدودیت های آن زمان در تنها بودن پدرم، طبعاً به گزاف نبوده مضاف بر اینکه در سال ۱۳۶۸ از سوی مقامات استان و صدا و سیما بعنوان نمونه انتخاب شدند لکن راضی به مصاحبه نشدند.
نام تمام اعضای خانواده از اسامی ایرانی و با ف شروع میشود بجز محمدمهدی که او نیز ظاهراً فرخ بوده و تنها نام من که فتاح است عربی و به نامی مسمی به نام­ های مقدس پروردگار می باشد که ظاهراً بدلیل تبرک و محافظت فرزندان متعدد و بهروزی آنها پیرو علاقه­ ی مادر مؤمنه­ ی اینجانب و همچنین احتمالاً به پاس موفقیت­ های پدر بزرگوارم بوده است که در آن سال با رتبه­ ی اول فارغ­ التحصیل ممتاز لیسانس تاریخ و جغرافیای دانشگاه شیراز شده و پست­ های سازمانی متمایز منجمله ریاست دبیرستان و آموزش متوسطه را در کارنامه­ ی خود می­بینند. بنظرم جایگاه علمی و سخت کوشی و انضباط را از پدر نیک نهاد خوشنام و همچنین توکل و تبسم و خیرخواهی را از مادر نیک کردار و خوش قلب به ارث برده ام.
تحصیلات ابتدایی را در دبستان فروزش در خیابان باغشاه و راهنمایی را در مدرسه­ ی دکتر صدیق اعلم در گودگری قصردشت و تا دیپلم را نیز در دبیرستان دانشگاه پهلوی شیراز در قم آباد قصردشت گذراندم. پس از آن با عشق خلبانی وارد نیروی هوایی شده و همزمان با قبولی در کشتیرانی جمهوری اسلامی در کنکور دانشگاه شرکت و با اصرار مادرم از آنها انصراف و در بهمن ماه سال ۶۲ در دانشگاه صنعتی اصفهان مشغول به تحصیل در رشته­ ی عمران شدم. در انتهای تحصیل همزمان با اوج جنگ نیز مدتی را به جبهه رفته و سپس در سال ۶۷ فارغ التحصیل ممتاز (رتبه­ ی دوم) شده و متعاقباً خدمت سربازی را در دفترمطالعات آب حاسب کرجی شیراز با سمت کارشناس و رييس گروه و مدیر پروژه گذرانده و سپس برای تحصیل فوق لیسانس در سال ۱۳۶۹ به دانشگاه تربیت مدرس رفته و در سال ۱۳۷۳ نیز موفق به فارغ التحصیلی در رشته ­ی مهندسی عمران گرایش ساز­ه های هیدرولیکی با رتبه­ ی اول و همزمان نیز بورسیه­ ی هیات علمی وزارت فرهنگ و آموزش عالی با گواهی صلاحیت مدرسی با درجه­ ی عالی شدم. در امتحان اعزام به خارج شرکت کرده و همزمان با استفاده از بورس رتبه اولی نیز از دانشگاه های معتبر آمریکا پذیرش گرفته اما بدلیل محدودیت اعزام به آمریکا و علاقه­ ی انحصاری اینجانب به تحصیل در دانشگاه ­های برتر آمریکا نظیر ام آی تی و برکلی نهایتا به کلی از ادامه تحصیل و کسوت استادی خارج و به بخش خصوصی روی آوردم.
از زمان فارغ التحصیلی لیسانس تا فوق لیسانس بمدت ۶ سال در شرکت های حاسب کرجی شیراز، خدمات مهندسی جهاد تهران، آب وخاک تهران، مهساب تهران، سپاسد تهران و غالباً در کسوت مدیر ارشد و مدیرپروژه ی مهندس مشاور عمدتاً در رشته­ ی مورد علاقه­ ام یعنی سدسازی و سپس در تربیت بدنی شیراز، شرکت شهرگستر و شرکت سرمایه گذاری مسکن شیراز بعنوان ناظر و رییس کارگاه ساختمانی مشغول بکار شدم تا اینکه بدلیل تفاوت در دیدگاه­ ها و عدم امکان تحقق برنامه ها و اعتقاد در بکارگیری مزیت های علمی، تربیتی و شخصیتی نهایتاً شرکت مهندسی سازان را تاسیس و از سال ۷۳ رسماً شروع بکار در شرکت خصوصی و کاملاً شخصی خودم نمودم. اگرچه از منابع مالی و فیزیکی خانواده استفاده نکردم اما با استعانت از خداوند متعال و بهره گیری از تربیت و نصایح پدر و بدرقه و دعای خیر مادر اما با پشتکار فراوان و تلاش بی­ وقفه و انگیزه­ ی مضاعف ضمن بهره گیری از خصوصیات علمی و اندوخته ­ی شغلی، در زمانی که به نحو احسن برای دیگران کار کردم، توانستم در این راه موفق و ضمن توسعه و پیشرفت شرکت مهندسی سازان تا بالاترین جایگاه های شرکت های پیمانکاری و مدیریت اجرایی خوشبختانه در سایر زمینه­ ها اعم از صنعت و تجارت نیز موفقیت هایی کسب نمایم و از سال ۸۷ مدیت عاملی را به برادر وفادار و پرتلاشم محمد مهدی واگذار و خودم در سمت ریس هیات مدیره به انجام وظیفه در کارهای کلان  و سیاستگزاری و ساختارسازی روی آوردم. همزمان با توسعه­ ی کسب وکار، به کارشناسی رسمی دادگستری و نظام مهندسی وارد و متعاقباً فعالیت­ های اجتماعی و غیرانتفاعی را نیز رشد داده و به برپا کردن سازمان­ های جدید مشغول شدم لکن نیاز های پژوهشی و علاقه­ ی فراوان به مسایل علمی کاربردی و اشتیاق نهفته و مستتر دایمی به ادامه تحصیل نیز سبب شد که  از سال ۹۲ در دکتری کسب و کار سازمان مدیریت صنعتی و متعاقباً نیز دکتری مهندسی ساخت دانشگاه آزاد تهران مشغول به تحصیل شوم.
امید است در آینده نیز با بهره­ گیری از همان منابع اولیه اما با وجود خانواده، همکاران، همراهان و دوستان جدید و همچنین افزایش بی بدیل در قابلیت­ ها و منابع و مولفه­ های کسب وکار، بکارگیری فناوری و تخصص های به روز، بهبود مستمر در فضای سازمانی، برنامه ریزی برای اهداف توسعه ی پایدار، استراتژی دانایی محور با رویکرد شایستگی های محوری اخلاق مدار و مزیت های رقابتی سالم بتوانم با استفاده ی همه جانبه از نقاط قوت و فرصت­ها ضمن مهار ضعف­ ها و تهدیدها، در راه توسعه­ ی مسولیت انسانی و اجتماعی و تخصصی خویش در محیط سازمانی قدم­ های موثر برداشته و بهره­ ی لازم و مناسب را در بستر کمال بجویم .
صبر کرد و بود چندی در هرج         کشف شد شد کالصبر مفتاح الفرج